سيد علي اكبر قرشي

17

قاموس قرآن ( فارسي )

كهف : 77 . آن دو در آن شهر ديوارى يافتند كه ميخواست بيافتد در اين آيه « اراده » در جامد به كار رفته بقول الميزان استعمال آن بطور مجاز است . در مجمع بعد از اشاره بمجاز بودن فرموده : آن از كلام فصيح عرب است و در اشعارشان بسيار ديده مىشود شاعر گويد : يريد الرّمح صدر ابى براء و يرغب عن دماء بنى عقيل نيزه سينهء ابا براء را اراده مىكند و ميخواهد در آن فرو رود و از ريختن خونهاى فرزندان عقيل رو گردان است . اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است رجوع شود به « رود » . قضاء : قضاء در اصل بمعنى فيصله دادن بامر است قولى باشد يا فعلى از خدا باشد يا از بشر ( راغب ) طبرسى ذيل آيهء 117 بقره فرموده : قضا و حكم نظير هماند و اصل آن بمعنى فيصله دادن و محكم كردن شىء است : قاموس آن را حكم ، صنع ، حتم و بيان معنى كرده است . اين لفظ در قرآن مجيد در چندين معنا به كار رفته كه هر يك نوعى فيصله دادن و تمام كردن است : 1 - اراده . مثل * ( وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * بقره : 117 . در آيهء ديگر بجاى « قضى » اراده آمده است * ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * يس : 82 . 2 - حكم و الزام . مثل * ( وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه ) * اسراء : 23 . پروردگار تو حكم كرده كه جز او را نپرستيد . 3 - اعلام و خبر دادن . مثل * ( وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ . . . ) * اسراء : 4 . به بنى اسرائيل در كتاب اعلام كرديم كه حتما حتما دو بار در زمين افساد خواهيد كرد . * ( وَقَضَيْنا إِلَيْه ذلِكَ الأَمْرَ . . . ) * حجر : 66 . بلوط عليه السّلام آنكار را اعلام كرديم . 4 - تمام كردن . مثل * ( فَلَمَّا قَضى مُوسَى الأَجَلَ وَسارَ بِأَهْلِه . . . ) * قصص :